خرید بک لینک

من همیشه فکر میکنم خونه ی پدربزرگم تو هلمندِ افغانستان جای قشنگ باید بوده باشه، پدربزرگ یه ارتشی بود و سالها تو ارتش شاهنشاهی خدمت کرده بود، فکر میکنم یه گله گوسفند داشتند، چند تا گاو و مرغ و خروس تو مزرعه شون، زندگی خوبی که من اون زندگی رو به زندگی تو فرانسه ترجیح میدادم.روس ها که حمله کردند ما آواره شدیم، جون مون رو برداشتیم و یه تیکه از قلب مون رو جا گذاشتیم. مسافر ایران شدیم، مسافر اروپا، امریکا!مجبور شدیم شبیه بچه های دبستانی دوباره الفبا یاد بگیریم، انشا بنویسم و در جوار فارسی شیرین ، انگلیسی، فرانسوی و سوئدی هم به ادبیات مون اضافه کنیم.یه سری ها اما توان دل کندن نداشتند، موندن تا وطن رو جایی برای موندن کنند.ما رفته بودیم اما یه تیکه از قلب مون هنوز همونجاستتو همون خونه....

برچسب: نویسنده: آرمان کریمیان تاريخ: سه شنبه 9 اسفند 1401 ساعت: 15:52

مهمترین چیزی که میتوانیم با آن دنیا را تغییر دهیم، فقط چینش مناسب کلمات است!کلماتی که « هیتلر » چید جنایاتی تاریخی رخ داد ؛کلماتی که « گاندی » با آن انسانیت را پرورش داد ؛کلماتی که « ماندلا » با آنها کاری بزرگ انجام داد و ...تمام حوادث را با کلمات است که میشود رقم زد ؛انسان سلاحی جز کلمه ،چه برای جنایت و چه برای صلح نداشته است،سعی کنیم به گونه ای کلمات را بچینیم که به «انسانیت» ختم شود.

برچسب: نویسنده: آرمان کریمیان تاريخ: سه شنبه 9 اسفند 1401 ساعت: 15:52

صفحه بندی